تبليغاتX
قصه ی من و غم تو

























قصه ی من و غم تو

گفتم مادر! ... گفت: جانم
گفتم درد دارم! ... گفت: بجانم
گفتم خسته ام! ... گفت: پریشانم
گفتم گرسنه ام! ... گفت : بخور از سهمِ نانم
گفتم کجا بخوابم! ... گفت: روی چشمانم
...
اما یک بار نگفتم:
مادر من خوبم
شادم...!

همیشه از درد گفتم
و از رنج.....!

... مادر دوستت دارم ...
 
نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت 23:26 توسط ریحانه | |

خدایا کودکان گلفروش را می بینی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مردان خانه بدوش،دخترکان تن فروش،
مادران سیاهپوش،کاسبان دین فروش
زبان های عشق فروش

آدم های آدم فروش


همه را می بینی؟؟؟چرا ساکتی؟؟؟خودت نیز کم آورده ای از این انسان دوپا

میخواهم یک تکه آسمان کلنگی بخرم،دیگر زمینت بوی زندگی نمی دهد...

داری؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 14:41 توسط ریحانه | |

«...عشق هدف حیات ومحرک زندگی من است. زیباتر از عشق چیزی ندیده‌ام و بالاتر از عشق چیزی نخواسته‌ام. عشق است که روح مرا به تموج وا می‌دارد. قلب مرا به جوش می‌آورد. استعدادهای نهفته مرا ظاهر می‌کند. مرا از خودخواهی و خودبینی می‌رهاند. دنیای دیگری حس می‌کنم. در عالم وجود محو می‌شوم. احساس لطیف و قلبی حساس و دیده‌ای زیبابین پیدا می‌کنم. لرزش یک برگز، نور یک ستاره دور، موریانه کوچک، نسیم ملایم سحر، موج دریا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا می‌ربایند و از این عالم به دنیای دیگری می‌برند... این‌ها همه و همه از تجلیات عشق است...

به خاطر عشق است که فداکاری می‌کنم. به خاطر عشق است که به دنیا با بی‌اعتنایی می‌نگرم و ابعاد دیگری را می‌یابم. به خاطر عشق است که دنیا را زیبا می‌بینم و زیبایی را می‌پرستم. به خاطر عشق است که خدا را حس می‌کنم. او را می‌پرستم و حیات و هستی خود را تقدیمش می‌کنم...می‌دانم که در این دنیا به عده زیادی محبت کرده‌ام. حتّی عشق ورزیده‌ام. ولی جواب بدی دیده‌ام. عشق را به ضعف تعبیر می‌کنند و به قول خودشان زرنگی کرده از محبت سوء استفاده می‌نمایند! اما این بی‌خبران نمی‌دانند که از چه نعمت بزرگی که عشق و محبت است، محرومند. نمی‌دانند که بزرگ‌ترین ابعاد زندگی را درک نکرده‌اند. نمی‌دانند که زرنگی آن‌ها جز افلاس و بدبختی و مذلت چیزی نیست...

و من قدر خود را بزرگ‌تر از آن می‌دانم که محبت خویش را از کسی دریغ کنم. حتّی اگر آن کس محبت مرا درک نکند و به خیال خود سوء استفاده نماید. من بزرگ‌تر از آنم که به خاطر پاداش محبت کنم، یا در ازاء عشق تمنایی داشته باشم. من در عشق خود می‌سوزم و لذت می‌برم. این لذت بزرگ‌ترین پاداشی است که ممکن است در جواب عشق من به حساب آید...»

 

بخشی از وصیت‌نامه‌ی شهید دکتر مصطفی چمران


زينگونه ام که در غم غربت شکيب نيست
گر سر کنم شکايت هجران غريب نيست

جانم بگير و صحبت جانانه ام ببخش
کز جان شکيب هست وز جانان شکيب نيست

گمگشته ی ديار محبت کجا رود
نام حبيب هست و نشان حبيب نيست

ای خواجه درد هست و ليکن طبيب نيست

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 22:56 توسط ریحانه | |

می خوام امروز با ترانه صنعت گر بیام حرمت


می خوام بیام همسایه های پاپرت رو دون بدم

دلم رو دست بگیرم تا بهت نشون بدم

روبروی گنبدت سجده کنم سلام بدمّآرزومه

..............

..............

 روبروت بی اختیار دوباره زانو بزنم

 میون گریه بگم غریب و در به در منم

 تورو شاهد بگیرم که با خدا حرف بزنی

میدونم که دست رد باز به سینم نمی زنی

میدونم شفاعت بی منتت زبون زد

به همین امید دلم به مشهد تو اومدهتوخیالم

.............

.........................

نوشته شده در سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 20:28 توسط ریحانه | |

مشت می کوبم بر در پنجه می سایم بر پنجره ها

من دچار خفقانم  خفقان

من به تنگ آمده ام از همه چی

بگذارید هواری بزنم

آآآآآآآآآآآآآ ی!

با شما هستم

 این درها را باز کنید

من به دنبال فضایی می گردم

لب بامی

سر کوهی

دل صحرایی

که درآنجا نفسی تازه کنم آه !

می خواهم فریاد بلندی بکشم که صدایم به شما هم برسد

 من هوارم سر خواهم داد

چاره این درد مرا باید این داد کند

از شما خفته چه کسی میاید با من فریاد کند؟

 ف.مشیری

نوشته شده در جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 16:57 توسط ریحانه | |

خیلی به بدنبالت گشتم خیلی

اما تو خود نمی خواهی پیدایت کنم؟

دیگر چکار کنم؟

نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم اسفند 1390ساعت 13:45 توسط ریحانه | |

بازم منم از راه دور سلام میکنم

سال داره تموم میشه امسال نتونستم مثل هر سال بیام زیارت

دل تنگمو دیدار تو  درمان من است

هروز صبح که تو برنامه صبح بخیر ایران زیارتون خونده میشه بدجور بی تاب میشم

ای حرمت ملجا درماندگان

دور مران از در و راهم بده

لایق وصل تو که من نیستم

اذن به یک لحظه نگاهم بده رضاجان

نوشته شده در دوشنبه هشتم اسفند 1390ساعت 16:56 توسط ریحانه | |

Design By : Night Melody